پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی

پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی وقتی یک سایت بزرگ می‌شود صفحه‌ها زیاد می‌شوند اما ارتباط‌ها همیشه هم‌پای رشد جلو نمی‌رود. نتیجه این است که کاربر بین مقاله‌های نزدیک به هم سرگردان می‌شود و موتور جستجو هم برای فهمیدن این که هر صفحه دقیقا درباره چه چیزی است نشانه کافی پیدا نمی‌کند. پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی راهی است برای این که به جای اتصال تصادفی صفحه‌ها یک شبکه معنا‌دار بسازید.

در این رویکرد شما اول «چه چیزهایی» را مشخص می‌کنید: برندها خدمت‌ها محصول‌ها مفهوم‌های تخصصی و حتی مشکل‌های پرتکرار کاربران. بعد صفحه‌ها را طوری به هم وصل می‌کنید که هر اتصال یک رابطه واقعی را نشان بدهد. اگر می‌خواهید با نگاه انتیتی‌محور گوگل (Google) بیشتر اشنا شوید [مقاله جامع انتی‌تی گوگل] می‌تواند زمینه خوبی برای تصمیم‌های دقیق‌تر بسازد.

چارچوب انتیتی‌محور برای اتصال صفحه‌ها

پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی یعنی هر اتصال در سایت شما یک نشانه از «رابطه» باشد نه صرفا یک مسیر رفت‌و‌برگشت. وقتی شما بین دو صفحه ارتباط می‌گذارید باید مشخص باشد رابطه از چه نوعی است: تعریف و توضیح کاربرد و مقایسه یا راهنمای انتخاب. این چارچوب کمک می‌کند صفحه‌ها نقش داشته باشند و هر نقش جای خودش را پیدا کند.

در عمل شما یک شبکه می‌سازید که شبیه یک گراف دانش (Knowledge Graph) ساده است. در مرکز این شبکه انتیتی‌های محوری قرار می‌گیرد و اطرافش صفحه‌هایی می‌نشیند که ویژگی‌ها کاربردها خطاهای رایج و معیارهای انتخاب را پوشش می‌دهند. هر چه این شبکه منسجم‌تر باشد کاربر سریع‌تر به پاسخ می‌رسد و فهم موضوعی هم بهتر منتقل می‌شود.

برای این که چارچوب شما از همان ابتدا درست شکل بگیرد بهتر است هم‌زمان به معماری اطلاعات فکر کنید. معماری اطلاعات یعنی صفحه‌ها به شکل منطقی دسته‌بندی شوند و مسیر حرکت کاربر قابل پیش‌بینی باشد. پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی وقتی بهترین نتیجه را می‌دهد که روی یک معماری اطلاعات مرتب سوار شود نه روی ساختاری پراکنده.

شناسایی انتیتی‌های محوری و صفحه‌های مرجع

اولین قدم این است که انتیتی‌های کلیدی را فهرست کنید و برای هر کدام یک صفحه مرجع داشته باشید. صفحه مرجع یعنی جایی که تعریف روشن دارد و کاربر اگر از هر جای سایت وارد شد بتواند پایه موضوع را همان‌جا بفهمد. اگر صفحه مرجع ندارید اتصال‌های زیاد هم کمکی نمی‌کند چون مرکز شبکه خالی است.

برای شناسایی انتیتی‌ها از سه منبع استفاده کنید: زبان کاربران زبان تیم محصول و زبان بازار. این سه نگاه معمولا با هم فرق دارد و اگر فقط یکی را ببینید بخشی از واقعیت را از دست می‌دهید. در این مرحله داده‌های سرچ کنسول (Google Search Console) هم کمک می‌کند بفهمید کاربران با چه واژه‌هایی یک مفهوم را صدا می‌زنند.

بعد از جمع‌بندی یک پاراگراف کوتاه برای هر انتیتی بنویسید تا مرزش با موارد نزدیک مشخص شود. سپس یک ساختار ساده بسازید که نشان بدهد هر انتیتی با چه موضوع‌هایی رابطه دارد. اگر برای این مرحله یک مسیر عمیق‌تر می‌خواهید [راهنمای کامل انتی‌تی گوگل] به شما کمک می‌کند رابطه‌ها را دقیق‌تر ببینید و از تولید صفحه‌های هم‌پوشان دور بمانید.

در نهایت برای هر انتیتی محوری این موارد را در صفحه مرجع پوشش بدهید:

  • تعریف دقیق و کوتاه با مثال قابل لمس
  • کاربردها و مخاطب مناسب
  • معیارهای انتخاب یا نشانه‌های تشخیص کیفیت
  • ارجاع به صفحه‌های جزئی‌تر مثل آموزش‌ها مقایسه‌ها و خطاهای رایج

قواعد اتصال داخلی بر اساس رابطه‌های واقعی

وقتی صفحه مرجع آماده شد نوبت به قواعد اتصال می‌رسد. مهم‌ترین اصل این است که اتصال باید یک «مسیر طبیعی» برای کاربر بسازد و هم‌زمان رابطه انتیتی‌ها را نشان بدهد. اگر کاربر بعد از کلیک احساس کند به صفحه نامرتبط رسیده اعتمادش کم می‌شود و این اتفاق روی رفتار و درک موضوعی اثر می‌گذارد.

پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی معمولا با چهار نوع رابطه بهتر جواب می‌دهد: از تعریف به کاربرد از کاربرد به راهنمای انتخاب از راهنمای انتخاب به اقدام و از اقدام به پشتیبانی و پرسش‌وپاسخ. این نوع رابطه‌ها هم برای کاربر روشن است هم از نظر معنایی قابل دفاع است. وقتی این چهار مسیر را در سایت جا بیندازید بقیه اتصال‌ها هم راحت‌تر تصمیم‌گیری می‌شود.

متن قابل کلیک و زمینه‌سازی معنایی

هر اتصال یک متن قابل کلیک دارد و همان چند کلمه باید با موضوع صفحه مقصد هم‌خوان باشد. بهتر است به جای واژه‌های مبهم مثل «اینجا» یا «بیشتر بخوانید» از عبارت‌هایی استفاده کنید که نام انتیتی یا ویژگی اصلی را در خود دارد. این کار هم برای کاربر واضح‌تر است هم برای انتقال معنا بهتر جواب می‌دهد.

همین‌جا یک نکته ظریف وجود دارد: تکرار افراطی یک عبارت ثابت می‌تواند شبکه را یکنواخت کند. بهتر است چند عبارت هم‌معنا داشته باشید که همه به یک انتیتی اشاره کنند اما دقیقا یکسان نباشند. این تنوع کنترل‌شده باعث می‌شود هم طبیعی‌تر بنویسید هم ارتباط‌ها کاربردی‌تر بماند.

کنترل هم‌پوشانی و جلوگیری از رقابت داخلی

یکی از دردهای رایج این است که چند صفحه درباره یک انتیتی نوشته شده اما نقش‌ها قاطی شده است. یک صفحه هم تعریف می‌دهد هم مقایسه می‌کند هم فروش را جلو می‌برد و در کنار آن چند صفحه دیگر هم همین کار را می‌کنند. نتیجه رقابت داخلی است و کاربر نمی‌داند کدام را باید جدی بگیرد.

برای حل این موضوع هر صفحه را به یک نقش محدود کنید و نقش‌ها را با اتصال‌های درست به هم وصل کنید. اگر دو صفحه نقش یکسان دارند یکی را به عنوان نسخه اصلی انتخاب کنید و بقیه را یا ادغام کنید یا به صفحه اصلی ارجاع بدهید. این کار هم معماری اطلاعات را مرتب می‌کند هم خزش و ایندکس (Crawl and Index) را برای موتور جستجو قابل فهم‌تر می‌سازد.

تقویت شبکه با داده‌های ساختاریافته

داده‌های ساختاریافته کمک می‌کند نوع صفحه و رابطه‌ها روشن‌تر منتقل شود. وقتی صفحه شما درباره یک سازمان یا یک خدمت است می‌توانید با نشانه‌های استاندارد آن را مشخص کنید تا برداشت معنایی دقیق‌تر شود. اینجا اسکیما (Schema.org) به عنوان یک استاندارد شناخته‌شده مطرح است و می‌تواند مکمل پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی باشد.

نکته مهم این است که داده‌های ساختاریافته باید با متن صفحه هم‌خوان باشد. اگر در کد یک نام یا ویژگی می‌گویید اما در متن چیز دیگری نوشته‌اید تناقض ایجاد می‌شود و اعتماد کم می‌شود. پس اول متن را تثبیت کنید بعد سراغ تنظیم داده‌ها بروید.

اگر علاوه بر شبکه داخلی می‌خواهید حضور برندتان در نمایش‌های ویژه گوگل را هم مدیریت کنید بررسی خدماتی مثل گوگل نالج پنل (Google Knowledge Panel) می‌تواند مفید باشد. برای اشنایی با جزییات اجرایی این مسیر می‌توانید [مشاهده مشخصات گوگل نالج پنل] را ببینید و بعد تصمیم بگیرید چه بخشی با محتوای سایت پوشش داده شود.

پایش کیفیت اتصال‌ها و بهبود مرحله‌ای

پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی یک بار انجام نمی‌شود و نیاز به پایش دارد. شما باید بفهمید کدام مسیرها واقعا کاربر را جلو می‌برد و کدام اتصال‌ها فقط صفحه‌ها را شلوغ کرده است. در این مرحله رفتار کاربر و داده‌های جستجو کنار هم معنا پیدا می‌کند.

در سرچ کنسول ببینید کدام صفحه‌های مرجع بیشتر نمایش می‌گیرند و کاربران با چه عبارت‌هایی وارد می‌شوند. سپس در گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) مسیر حرکت را بررسی کنید تا بفهمید بعد از ورود چه صفحه‌هایی را می‌بینند و کجا خارج می‌شوند. اگر خروج از صفحه مرجع زیاد است یعنی یا تعریف ناکافی است یا اتصال‌ها نیاز کاربر را درست ادامه نمی‌دهد.

برای بهبود مرحله‌ای بهتر است هر ماه فقط روی یک انتیتی محوری تمرکز کنید. صفحه مرجع را کامل‌تر کنید اتصال‌ها را به چهار مسیر اصلی نزدیک‌تر کنید و سپس دوباره داده‌ها را بررسی کنید. اگر می‌خواهید این بهبود با نمایش برند هم‌راستا شود گاهی استفاده از یک سرویس تخصصی مثل [سفارش گوگل نالج پنل] می‌تواند در کنار اصلاحات محتوایی به یکپارچگی نشانه‌ها کمک کند.

الگوی عملی برای پیونددهی انتیتی‌محور در یک سایت

برای این که همه چیز اجرایی شود یک الگوی ساده به شما کمک می‌کند بدون پیچیدگی جلو بروید. ابتدا یک انتیتی محوری را انتخاب کنید و صفحه مرجعش را بسازید. بعد سه خوشه صفحه کنار آن قرار بدهید: آموزش کاربردی مقایسه و راهنمای انتخاب و پرسش‌وپاسخ.

سپس اتصال‌ها را به شکل رفت‌وبرگشت طراحی کنید تا شبکه یک‌طرفه نباشد. از صفحه مرجع به صفحه‌های جزئی بروید و از هر صفحه جزئی یک مسیر بازگشت به صفحه مرجع داشته باشید. در نهایت چند اتصال افقی هم بین صفحه‌های هم‌سطح بسازید اما فقط وقتی که رابطه واقعی و نیاز کاربر وجود دارد.

در این مدل پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی به شما کمک می‌کند حتی با محتوای متوسط هم مسیر کاربر روشن‌تر شود. همچنین خزش و ایندکس بهتر رخ می‌دهد چون ساختار داخلی سایت برای موتور جستجو منظم‌تر است.

پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی
پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی وقتی یک سایت بزرگ می‌شود صفحه‌ها زیاد می‌شوند اما ارتباط‌ها همیشه هم‌پای رشد جلو نمی‌رود. نتیجه این است که کاربر بین مقاله‌های نزدیک به هم سرگردان می‌شود و موتور جستجو هم برای فهمیدن این که هر صفحه دقیقا درباره چه چیزی است نشانه کافی پیدا نمی‌کند.

سخن آخر

پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی یعنی شما به جای اتصال پراکنده یک شبکه معنی‌دار می‌سازید که هم به کاربر جهت می‌دهد هم به موتور جستجو کمک می‌کند موضوع‌ها را درست کنار هم بگذارد. اگر این شبکه را با معماری اطلاعات منظم و داده‌های ساختاریافته هماهنگ کنید نتیجه پایدارتر می‌شود و از رقابت داخلی هم دور می‌مانید. برای تکمیل نگاه انتیتی‌محور و درک بهتر رابطه‌ها می‌توانید به [مرجع کامل انتی‌تی گوگل] رجوع کنید.

اگر هم هم‌زمان می‌خواهید حضور برندتان در نمایش‌های ویژه گوگل تقویت شود و نشانه‌ها یکپارچه‌تر دیده شود گزینه‌هایی مثل [خرید گوگل نالج پنل] زمانی بیشترین بازده را دارد که شبکه داخلی سایت از قبل دقیق و منسجم چیده شده باشد.

سوالات متداول درباره پیونددهی داخلی بر پایه انتیتی

از کجا بفهمم انتیتی محوری من چیست؟

به داده‌های سرچ کنسول نگاه کنید و ببینید کدام موضوع بیشترین ورودی و بیشترین هم‌پوشانی را ایجاد کرده است. همان موضوعی که چند صفحه حولش می‌چرخد معمولا نامزد انتیتی محوری است.

چند اتصال برای هر صفحه مناسب است؟

تعداد ثابت ندارد اما باید بر اساس نیاز کاربر باشد. معمولا ۳ تا ۷ اتصال هدفمند که مسیر بعدی را روشن کند بهتر از تعداد زیاد و پراکنده است.

نقش داده‌های ساختاریافته در این روش چیست؟

داده‌های ساختاریافته نقش صفحه و نوع موضوع را روشن‌تر می‌کند و به برداشت معنایی کمک می‌کند. اگر متن و داده‌ها هماهنگ باشد شبکه شما قابل اعتمادتر دیده می‌شود.

اگر چند صفحه درباره یک موضوع دارم چه کار کنم؟

اول نقش هر صفحه را مشخص کنید و صفحه‌های هم‌نقش را ادغام یا به صفحه اصلی ارجاع بدهید. بعد اتصال‌ها را طوری بچینید که تعریف کاربرد و انتخاب از هم جدا بماند.

چطور نتیجه را اندازه بگیرم؟

به مسیر حرکت کاربران در آنالیتیکس و به رشد نمایش و کلیک صفحه‌های مرجع در سرچ کنسول توجه کنید. اگر کاربران بعد از صفحه مرجع به صفحه‌های مرتبط می‌روند و خروج کمتر می‌شود یعنی شبکه درست عمل می‌کند.

ابزارها و سرویس‌ها

آژانس خلاصه — مرجع تخصصی خدمات دیجیتال و برندینگ در فضای آنلاین
فیسبوک
واتساپ
توییتر
لینکدین
تلگرام
تصویر آژانس خلاصه

آژانس خلاصه

مرجع تخصصی خدمات دیجیتال و برندینگ در فضای آنلاین.
خدمات ما شامل تیک آبی پلتفرم‌ها، انتشار خبر، برند‌سازی مجازی، سئو تخصصی مطابق الگوریتم گوگل و بازگردانی اکانت اینستاگرام است.
با تکیه بر تجربه و اعتبار، آژانس خلاصه همراه مطمئن برندهای حرفه‌ای در مسیر رشد و اعتبارسازی آنلاین است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *